|
تمام روزهای من
|
||
|
عاشق منم که یار به حالم نظر نکرد |
امروز وقتی برای یک میلیونیم بار داشتم به تابلو پلیس راهنمایی و رانندگی نگاه می کردم برای اولین بار این سوال تو ذهنم جرقه زد که این راهنمایی که الان دویست ساله اول اسم پلیس اومده و قبل از رانندگی اومده - که احتمالا باید وظیفه اصلی اونا باشه -چیه . نمی دونم منظورش چیه مثلا اگه جایی نمی دونیم یا مسیریو نمی دونیم باید بهمون کمک کنه یا مثلا تو مشکلات ترافیکی کمک کنه . به هر حال الان که این پلیس تبدیل شده به پلیس قبض جریمه که خداییش هر چی هم بیشتر جریمه می کنه بدتر می شه .
دیدین پرسپولیس اول شد . دیدین ما تو تهران بازی داریم . دیدین همه به جز پرسپولیس اوت شدند .. دیدین یه تیم چرا باید برای کسب سهمیه تلاش کنه . دیدین دیدین دیدین یا نه خدایی ...
برای خرید یه شلوار بعد از این که کلی شلوار و پرو کردم رفتم واسه حساب دیدم فروشنده می گه دویست تومان هم تخفیف نداره . منم اونو به حال خود رها کردم ... قکر کنم فروشگاه ورشکست شد .
نشسته ام در اتوبوس وبرای دوهزارمین بار دارم فیلم دنیا رو می بینم . و قصه این حاج آقاهای عاشق که قصه زندگی ما هستند و اتفاقاتی که گذشت و مرور می کنم . بحث انتخابات و را دادن بود و قضیه موسوی و کروبی و... .- من که فکر می کنم به اوباما رای بدم . چقدر همه مردم دوست شدند . چقدر همه شعارهای انتخاباتیشون روشنفکری شده . به به .....
اتوبوس خراب شده و همه فهمیدن که با وجود تموم ظاهرسازی هایی که راننده می کنه گازوییل کم آورده . چه راننده خوشفکری واقعا . یعنی واقعا می شه که رانده از باکش خبر نداشته باشه و بزنه به جاده . جاده هراز هم که جاده نیست . پشت یه ماشین بمونی تا آخر جاده باید باهاش بری . راننده ها هم که به خاطر دوتا مسافر بیشتر حاضرند این راهو برن حتی اگه به قیمت این باشه که مسافر دو ساعت بیشتر سفرش طول بکشه و بخوره به جمعیت ماشین سواری که دیگه خیابونهای تهران برای ماشینهاشون جواب نمی ده زدن به بیابون .
سوار بی آر تی می شم . ایستاده ام یعنی کنار پنجره پشت دادم به دیواره اتوبوس . نگاهم می ره طرف خانمها و اون وسط یه دختر جاافتاده که به نظر من خوشگل هم بود – حتی اگه دماغشو عمل کرده باشه – توجهمو به خودش جلب می کنه . وقتی به خودم می آم مدتی می شه که غرق نگاهش هستم . دختره سرشو تکون می ده و به بیرون اشاره می کنه ...
خیلی دلم می خواست برم تو نمایشگاه امسال و بگردم . اما بجز اون یه باری که با دوستم خیلی سریع رفتیم و برگشتیم دیگه اصلا وقت نشد . دلم می خواست نمایشگاه این هفته هم ادامه داشت .
هوای تهران امروز اصلا خوب نبود . ابری و دودآلود . ولی یه حرفی هست که تو دلم مونده من از مدیرهایی که الان دارم حسابی خسته شدم . نمی دونم همکار دکترم چه احساسی داره وقتی یه آدمی که دیپلمش هم مشکوکه به واسطه وصل بودن به مراکز خاص مدیرش شده و واسش تئوری می ده ...
الغرافه 5 القراضه 1 . یعنی شانس آوردن این بی خاصیتها که من مدیرعامل پرسپولیس نیستم . اگه بودم تو همون ورزشکاه دستور اعدام بازیکنها رو می دادم . روز بازی پرسپولیس واقعا احساس کردم که به یه مسلسل نیاز مبرم دارم . از اون طرف استقلال هم که اوت شد تا اون روزهایی که ما می گفتیم راهی که فوتبال ایران می رود به هندوستان هم نیست درست دربیاد . حالا تو این اوضاع قمر در عقرب قطبی شد سرمربی تیم ملی . واقعا جالبه . این سیستم تا حالا چند بار قطبی و سرکار گذاشت و بازی داد ولی باز هم اومد . تو این روزها درگیری قلعه نوعی و مایلی کهن هم جالب بود هم آموزنده . اموزنده از این نظر که رفتیم تحقیق کردیم ببینیم این گروهبان قندلی کی بود و معلوم شد که یه شخصیت تلویزیونی بود که یه پلیس دست و پا چلفتی بود . کلا ماجرا قلعه نوعی و مایلی خیلی جذاب بود . آدمهای پررو فقط بوسیله همجنس خودشون از پا در می ان مثل دایی توسط مایلی . مایلی توسط قلعه نوعی و قلعه نوعی توسط دایی .
راستی این جومونگ چرا اینقدر پاچه خواری می کنه . هر کی که پادشاه می شه باهاش کنار می آد . خیلی از این جور آدمها بدم می آد . خوب شد که از اول ندیدم .همونطور که سریال یوسفو نمی بینم . من نمی دونم این گروه چطور از خودشون از زبون جبرییل و ... مکالمه می نویسند در حالی که اگه کسی یه جمله عادی هم در این مورد بگه باید از دویست جا استعلام بگیره که مته به ارتداد نشه . بعد فیلم اخراجی ها کارگردانشو که دیگه همه می شناسن . فیلمش هم که تو جشنواره مقام نیاورده . هر کی هم که فیلمو دیده می گه بی ارزشه . دیگه این فروش و این شلوغی سینماها واسه چیه .... همین جاهاست که منم واقعا احساس تنفر از جامعه ایرانی می کنم . مثلا یکی از دوستام که توسط دوستای این آقا در یورش به دانشگاه زا به را شده بود برادر و خواهر و .... برداشته بود رفته بود سینما !!!!!!!!!!! البته تعجبی نداره چون مثلا همین آدم توانتخابات هم با تمام ژست های اصلاح طلبی به احمدی نژاد رای داد . نتیجه این که جامعه ما فقط ادای روشنفکریو در می آره . در حالی که نه می دونه روشنفکرها چی می گن نه اصول گراها نه حتی طالبان ............ .
|
|